تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


15

از صبح همش استرس داشتم . ساعت 5 گوشیم زنگ خورد اما انقدر که خسته بودم قطعش کردم و تا ۶ و ربع خوابیدم و هی درس خوندن رو به تعویق انداختم تا الان . دلشوره داشتم 60 درصد واسه بیو و 40 درصد واسه مسائل دیگه . زنگ زدم به مهسا و باهاش حرف زدم . خیلی استرس داشت اما تصمیمشو گرفته بود . با تصمیمش موافق بودم . تصمیم درستی بود . خیالم بابتش راحت شد و بهش گفتم که براش خیلی دعا میکنم و امیدوارم موفق بشه . 

و اما من ... صبورانه منتظر خدا موندم و بهش توکل کردم . در کمتر از نیم ساعت همه چی درست شد ! هنوز یه چیز دیگه ای هست که نیاز دارم بهش و جا داره برای نگرانی ولی خب خدا روزی رسون منه و هر روز هم روز خداست :)

همیشه یادم بمونه که به خودش توکل کنم و از خودش کمک بخوام . هر سری که به بنده هاش متوصل شدم سرشار از استرس شدم و تهش هم نتیجه ای که میخواستم رو نگرفتم . اما اینبار میخوام بهش توکل کنم و بارم رو بسپرم بهش و یه گوشه وایستم و پیکاری که خدا بخاطر من میکنه رو تماشا کنم :) 

واقعا ممنونم ازت . بارم رو سپردم به تو و سبک شدم . 

ظواهر تکانم نمیدهند پس خود تکان میخورند :)